حمد الله مستوفى قزوينى
17
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
بر او چون سرآورد ايّام روز * بر او هركسى كرد زارى به سوز 290 نديدند سودى از آن همگنان * به تجهيز پرداختند آن زمان به جامع پس از رسم تجهيز زود * به خاكش سپردند و بختش غنود بسى گور كردند تا گور او * ندانند و نبود كسى كينهجو چنين بودى آيين عبّاسيان * كه كس گور ايشان نداند عيان برادر پسر عيسى نيكمرد * دگرباره بيعت در آن تازه كرد 295 به نام ابو جعفر نامدار * ستد بيعت از هركه بُد كاردار فرستاد نزديكىِ او خبر * كه سفّاح كرد از زمانه گذر ابو جعفر از يك طرف شد غمى * ز ديگر پديد آمدش خرّمى كه پشتش ز مرگ برادر شكست * وليك او به گاه بزرگى نشست شتابان به انبار آورد رو « 1 » * بيامد عزا داشت چندى درو 300 ز رسم عزا چون بپرداختند * ز كار خلافت سخن ساختند
--> ( 1 ) ( ب 299 ) . در اصل : با يار .